
خب البته راستم میگن من اطلاعات سینماییم کمه.در مورد این وبلاگم باید بگم خانم افشار همه چی رو سپردن به من و من الان ۲ ماه ایشون رو ندیدم حتی اجازه ی وبلاگ رو تلفنی از ایشون گرفتم.
البته من خواسته های همه رو تا حالا اس ام اسی به ایشون رسوندم اما خواهشا تصور نگنید که الان ایشون همه ی کار و زندگیشون شده این وبلاگ
من با تلفن بهشون گفتم یه وبلاگ در مورد شما بسازم؟ایشونم گفتن بساز.همین
حتی در مورد عکس ها هم گفتن اگه می خوای عکسم بذاری از همون عکسایی که تو اینترنت پیدا می کنی استفاده کن.پس من نمی تونم عکس دیگه ای رو تو وبلاگ قرار بدم
اما خیالتون راحت باشه که حرفاتون به ایشون می رسه
گمشده (مجموعه تلویزیونی، 1376)
دوستان (علی شاه حاتمی، 1377)
شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378)
شور عشق (نادر مقدس، 1378)
خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80)
نگین (اصغر هاشمی، 1380)
دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)
13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)
کما (آرش معیریان، 1382)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
آکواریوم (ایرج قادری، 1383)
کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)
آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383)
شام عروسی (کیومرث پوراحمد، 1383)
چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
تله (سیروس الوند، 1385)
رییس (مسعود کیمیایی، 1385)
سلام دوستان 
سوال کرده بودين که آيا امکانش هست که شماره تلفن يا e-mail از خانم افشار بذارم يا نه؟؟؟(سعيد)
اولا لازمه به خاطر لطفتون به خانم افشار از طرف ايشون ازتون تشکر کنم اما قرار دادن شماره تلفن يا e-mail ممکن نيست چون جنبه ي خصوصي دارن.شما هر چيزي که بخوايد e-mail کنيد رو هم ميتونيد از طريق همين وبلاگ به اطلاع ايشون برسونيد.مطمين باشيد به دستشون مي رسه
پرسيده بودين که آيا عکسي با آرايش خليجي از خانم افشار هست يا نه؟؟
در جواب بايد بگم بودنش که هست اما من عکسايي رو پست مي کنم که ايشون بهم اجازشو داده باشن.در مورد عکس با آرايش خليجي اگه اجازه بدن پشت مي کنم و اگر نه شرمنده
از همه شما ممنون
![]() |
اين روزها پيدا كردن مهناز افشار، كه نخستينحضورش در فيلم «دوستان» و پس از آن «شورعشق»، بود كار دشواري است، اما هر بار كه با اووارد صحبت شديم، به زاويه تازهاي از شخصيتاين هنرمند جوان، محبوب و پركار دست يافتيم.
مهناز افشار متولد 26 خرداد 1356 درتهران ميباشد و در يك خانواده شش نفري بهدنيا آمده است. او متاهل بوده و تحصيلاتش را تاديپلم علوم تجربي دنبال كرده است. خاكستري،نگين، دختري در قفس، زهر عسل، سيزده گربهروي شيرواني و كما از فيلمهايي است كه وي درآنها به هنرنمايي پرداخته است. او چندي پيشتئاتر «چه كسي از تام كروز ميترسد» را رويصحنه و همچنين به تازگي فيلم «كما» را در كنارحديث فولادوند، امين حيايي و محمدرضا گلزاردر اكران عمومي سينماها داشت.
با افشار كه به سختي پيدايش كرديم، گفتگوييترتيب داديم كه در ذيل ميخوانيد، اما قبل از هرچيز بهتر است كمي درباره خصوصيات بارز اوبگوييم.
افشار بازيگري بسيار جدي، اما مهربان است،هيچ سوالي را بيجواب نميگذارد و تقريبا خيليسريع صحبت ميكند. او آدم مغروري نيست، امابه كسي هم بيجهت رو نميدهد. در كارهاي خيرپيشقدم است و در كل هنرمندي است كه برايكارش زحمت ميكشد. باقي چيزها را از زبانخودش بخوانيد.
_فكر ميكنيد تا امروز روند موفقيتآميزي راپشت سرگذاشتهايد؟
اين سوال را من نميتوانم جواب بدهم،كارشناسان سينمايي بايد بگويند، اما خودم تقريباراضي هستم.
_براي اينكه به اين مرحله برسيد، چه مسيريرا پشت سر گذاشتهايد؟
يعني همان سوال تكراري چگونه وارد سينماشدم؟
_شايد اين سوال را هم در برگيرد.
من سه سال پيش از ورودم به سينما، يعني ازسال 74، آموزش همراه با كار را در زمينه تدوينزير نظر مجيد فخرايي نژاد در يك موسسهغيرانتفاعي پشت سر گذاشتم و از همان جا بود كهبراي فيلم «دوستان» انتخاب و وارد سينما شدم،اما با فيلم «شور عشق» به شهرت رسيدم.
_آيا در كلاسهاي آزاد سينمايي هم شركتكرده بوديد؟
بله، در زمينه فن بيان هم آموزش ديده و سعيكردهام مطالعه را فراموش نكنم، البته حالانميدانم چقدر توانستهام موفق باشم. از طرفيمعتقدم بازي در هر فيلم يك كلاس فشرده استكه تجربههاي زيادي را با خود به همراه دارد.بازي در كنار بازيگران قديميتر و با تجربهتر و كاربا كارگردانهاي مختلف و هرچيزي كه ميتواندمنجر به كسب يك تجربه جديد شود. هيچ چيزيبرايم لذت بخشتر از كسب تجربههاي مختلفنيست
_معمولا بيلبوردهايي كه تبليغات فيلمهايشما را ميكند، زياد جالب نبوده و بعضا اگر اسمشما را نمينوشتند، چهره شما قابل تشخيصنبوده، در اين باره اعتراضي نداريد؟
چرا، اما فرقي نميكند، چون نميتوانم كهبيلبوردها را از سطح شهر جمع كنم، ولي اين قضيهخيلي اعصابم را به هم ميريزد. مثلا من آنقدر ازتبليغات فيلم «نگين» دلخورم كه ترجيح ميدهمهيچ وقت در موردش صحبت نكنم. تبليغات وحتي بيلبوردهاي اين فيلم به حدي ضعيف بود كهخيليها نفهميدند «نگين» اكران شد، در حالي كهداستان زيبايي داشت و حرفهاي زيادي زد و درواقع بخشي از مشكلات و واقعيات جامعه را بهتصوير كشيده بود. حالا بگذريم كه «نگين» را درشرايطي خاص بازي كردم و بعد از آن در«خاكستري» جلوي دوربين رفتم. البته از حق همنبايد گذشت، خيلي از فيلمهايي كه در آنها بازيكردم تبليغات خوبي در مطبوعات داشت; مثلهمان فيلم «خاكستري» كه البته خود فيلم خيليتغييرات داشت.
![]() |
فكر ميكنم عليرضا داوودنژاد حق زياديبرگردن من دارد. با بازي در فيلم «دختري درقفس» نكات زيادي را آموختم كه همچنان از آنهابهره ميگيرم. در واقع من طعم بازيگري را در اينفيلم طور ديگري چشيدم.
_اولين باري كه جلوي دوربين رفتيد، چهاحساسي داشتيد؟
بايد بگويم من با اين وادي غريبه نبودم. سهسال كار تدوينگري و آشنايي با اين محيط خيليتوانست كمكم كند. تنها احساسم در آن زمان وحتي حالا عطش آموختن و باز آموختن بودهاست.
_روانشناسان انسانها را از نظر شخصيتي بهميوه تشبيه ميكنند، فكر ميكنيد شبيه چه ميوهايهستيد؟
چه سوال با مزهاي نميدانم، ولي در ميوههااز آلبالو و گوجه سبز بيشتر از همه خوشم ميآيد.
_پس به مزههاي ترش علاقه داريد; يعنيممكن است خيلي زود عصباني شويد
بله، شايد، ولي عصبانيتم زياد طول نميكشد. بههر حال هر كس ممكن است تحت يك شرايطخاص اعصابش به هم بريزد.
_مهناز افشار سال 77 با مهناز افشار امروز چهفرقي كرده است؟
نميدانم، در عرض اين چند سال تغييراتزيادي براي هركسي پيش ميآيد، اما از نظركاري كمي پختهتر شدهام و تجربههاي بيشتريكسب كردهام.
_فرزند چندم خانواده هستيد؟
فرزند سوم.
_چه طور شد كه بازي در يك فيلم متفاوت رابه نام «سيزده گربه روي شيرواني» پذيرفتيد؟
ترجيح ميدهم وقتي فيلم اكران شد، در موردآن توضيح بدهم، اما در مورد اينكه چطور در آنبازي كردم، بايد بگويم اين فيلم يك ژانر تازه وبكر در سينماي ايران بود; يك فيلم علمي تخيليكه بازيگران مطرح ديگري هم آن را با قول بازيدر فيلم تاييد كرده بودند. فيلمنامه حضوربازيگراني چون محمدرضا شريفينيا، حسام نوابصفوي، مريلا زارعي، محمدرضا گلزار، حرفهايبودن گروه و بسياري از مشخصههاي ديگر باعثشد ترديد را كنار بگذارم و جلوي دوربين اينفيلم بروم. البته چون اولين بار بود كه چنين فيلميساخته ميشد، به نوعي بازي در آن براي همه مايك ريسك به حساب ميآمد، اما وقتي كليت آنرا ديدم، احساس رضايت كردم.
_اگر قرار بود نامتان را عوض كنيد، نام و نامخانوادگي شما چه ميشد؟
من از نامم راضي هستم و به آن عشق ميورزم.
_رانندگي ميكنيد؟
بله و عاشق سرعت هستم.
_آيا تا به حال تصادف كردهايد؟
يكسال و نيم پيش تصادف وحشتناكي كردمكه برايم درس عبرت شد. شدت تصادف به حديبود كه در صورتم خراشيدگي بدي ايجاد كرد كهخوشبختانه حالا اصلا معلوم نيست.
_پس بيشتر مواظب باشيد
بله، چشم. اتفاقا تا حدودي محتاط شدهام وحالا از ترس خيلي آرامتر از حد معمول ميرانم.
![]() |
بله، من اصولا عاشق سرعتم و زندگيام پر ازهيجان است. البته ديگر مثل چند سال پيشنيستم، كمي احتياط را هم در نظر ميگيرم.
_ماشينتان چيست؟
ميخواهيد بخريد؟
_نه، ميفروشم
پژو دارم
_چقدر اهل مطالعه هستيد؟
هر وقت فرصتي دست بدهد، مطالعه ميكنم.بيشتر به كتابهاي روانشناسي علاقه دارم.
_در اوقات بيكاري چه ميكنيد؟
بستگي دارد چقدر فرصت داشته باشم، اما هركاري را كه برايم لذت بخش باشد، انجام ميدهم.
_مثلا چه كارهايي ميتواند براي شما سرگرمكننده باشد؟
شنيدن موسيقي، ديدن فيلم، ورزش (بيشتر شناو واليبال) و مطالعه.
_كه اين برمي گردد به علاقه شما براييادگيري بيشتر، اين طور نيست؟
بله، واقعا لذتي كه در آموختن به من دستميدهد، بسيار دلچسب است. البته از بازيهايكامپيوتري هم خوشم ميآيد.
_چقدر اهل خريد كردن هستيد؟
دائم در حال خريدن لباس هستم; يعني بخشعمده خريدهايم به پوششم برمي گردد. واقعا ازخريدن لباس و پوشيدن آن خوشم ميآيد.
_آيا كسي تا به حال به شما گفته كه مغرورهستيد
نه من آدمي هستم كه در ديدارهاي اولصميمي نميشوم، ولي مغرور هم برخوردنميكنم. اصلا غرور، آن هم ازنوع بيجا نفرتانگيزاست. جدي بودن با مغرور بودن خيلي فرقميكند. هر كاري جايي دارد.
_چه تعريفي از تئاتر داريد؟
تئاتر را خيلي دوست دارم. سال گذشته هم دريك نمايش بازي كردم كه كارگردانش «مهسامهجور» بود. برايم تجربه جالبي محسوب شد. درتئاتر بازيگر ميتواند حسهايش را بدون «كاتشدن» دنبال كند و ديگر از حقههاي سينماييخبري نيست. اگر فرصت پيدا كنم، تئاتر راجديتر پيميگيرم.
_الان مشغول بازي در چه فيلمي هستيد، يابهتر است بگويم بوديد؟
فيلم «سالاد فصل» به كارگرداني فريدونجيراني. در اين فيلم آنقدر كارمان فشرده بودكه من فقط براي خوابيدن به منزل ميرفتم.
_منزلتان كدام حوالي است؟
خيابان الهيه.
_به چه زمينههاي ديگري از سينما علاقهداريد؟
تدوينگري چون تجربهاش را دارم.
_آيا تا به حال به سفر خارج رفتهايد؟
بله، اواخر سال گذشته.



.jpg)
.jpg)
.jpg)









